"اولین سنگ را کسی بزند که گناهی نکرده باشد" و هیچ کس نبود که گناهی نکرده باشد جز مسیحای مهربان. مریم مجدلیه چه بی محابا پریشان و سوگوار بود در پای صلیب برای او که بر خویش سلامها گفت "والسلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا" . سلام برعیسی که ولد سبحان مریم عذراست، در روزى که زاده شد و روزى که "و ما قتلوه و ما صلبوه" و روزى که زنده برانگیخته خواهد شد و در روز موعود با دم مسیحایی اش یاس را امید و دلهای مرده را زنده خواهد کرد. اما امروز همه ی درونم از دستهایم بیرون زده، دستهایم بال درآورده اند. دو بال آتش و هیچ سنگی روی دستم بند نمی شود. مسح دیگری باید از فرق سر تا نوک پا چنان که دل را پاک کند از هر چه گناه. مسحی که در روزگار بی کسی و تنهایی_ پیش از آن روز، مسیحای دل را زنده کند تا سحر و افسون حرامیان باطل شود و زنده شوند مردمی که از برای ظلم و بی‌عدالتی، ناامید چون مردگانند. 

Adoration of the Shepherds The Night detail Maria and child by Caravaggio