مرد چاقویش را چند بار فرو آورده بود که من رسیدم، دستش را گرفتم و پرتش کردم. زن را از زیر دست و پایش بیرون کشیده بودم که چیزی پاشید توی صورتم و من سوختم. به زن گفتم باید آب پیدا کنیم و بعد از آن فقط سردی آبی بود که به سر و صورت هم می پاشیدیم...

ما زن یا مرد به دنیا می آئیم. اما زنانگی یک مهارت است، همانطور که مردانگی. فوکو بدن تمام انسان‌ها را یکی می‌پندارد. از نظر او تجارب بدن زنان در این فرآیند (بدنهای رام مدرنیته) تفاوتی با بدن مردان ندارد. از این عقاید خیلی فرانسوی که بگذریم، گزارشهای منتشر شده درباره خشونت درمورد زنان نشان می دهند هنوز هم در دنیا از هر 3 زن یک نفر در مقطعی از زندگی مورد خشونت فیزیکی و یا جنسی اعم از خشونت خانگی، تهدیدهایی در محل کار و یا حتی فضای مجازی قرار می گیرد. فکر نکنید این آمار فقط منحصر به بعضی کشورهاست، هنوز هم همه جای دنیا وضعیت زنان به همین اسف باری است، فقط آن قدر درگیر مسائل خودمان هستیم که بعضیهایش به گوشمان نمی رسد. 25 نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان است، بان کی مون گفته باید سکوت را شکست، در ظاهر حمایتهای زیادی هم از این حرکت شده و شاید بهتر است امیدوار باشیم به بهبود اوضاع زنان در جهان. اما آیا زمان آن فرا نرسیده که سطح آموزش مردان را در برخورد با زنان بالاتر برد! مردان بی شماری را دیده ام که در حمایت از زنان علم بر میافروزند و خود را حامی آنان می دانند، پس چراهنوز هم از هر سه زن یک نفر ... معنی اش این نیست که حمایت گروهی از مردان فقط در ظاهر و کلام است و بس! شاید اگر از هر سه مرد سه نفر مردانگی را بیاموزد و تنها در برخورد با یک زن مردانه رفتار کند روزهایمان با کلماتی مثل خشونت علیه زنان آذین بندی نشود.