بهار می آید / ایرانیان بهار را آغازی میدانند از برای نو شدن همه چیز و خانه تکانی سمبلی است از تکاندن دل و روح و جان از هر چه بدی و سخی و هر چه کهنه و دور ریختنی / روزگاریست که میخواهم یادت را بیرون کنم از دل / نمیشود , نمیروی / لابد به خود نامده بودی که به خود نمی روی / هر چه قدر هم که روزگار سپری شود و گرد و غبار خاطرت بیشتر / هر چه قدر هم که بهار بیاید و من خانه دلم را بتکانم / باز تو هستی , خواهی بود , نخواهی رفت / مگر میشود تو را دور انداخت / نه دلم را نخواهم تکاند / اصلا بگذار که هر بهار داغ نبودنت تازه شود