چه لذت بی انتهائیست بودن و زیستن در همین حالا / نیاندیشیدن به یک سال پیش، یک هفته ی پیش و نه حتی یک لحظه پیش یا حتی لحظات بعد و بعد تر از آن / همین حالا که چشم دوختی به جنگلهای انبوه استوائی و نوای دلنشین موسیقی گوشت را می نوازد و رایحه ی چای تلخ مشامت را / همین حالا که دود سیگار آمده از سمت معشوق، رو به روی چشمانت می رقصد و دلبری میکند / چه لذت بی انتهائیست وقتی که زمان مغلوب تو میشود / مغلو ب دوست داشتنی هایت