وقتی هنوز از ایران خارج نشده بودم فضای مجازی برای من جایی بود در حد و اندازه ی پیدا کردن بعضی مطالب مورد نیازم. وبلاگ مال آدمایی بود که نوشتن بلدن, فیس بوک رو که اصلا حرفشم نزن , با این همه روابط خانوادگی دیگه وقتی برای دوستان مجازی نمیمونه برای شنیدن اخبار هم کافی بود دو تا کنترل تلویزیون و ماهواره رو دستم بگیرم تا از بین اخبار متناقض تلویزیون ایران و الجزیره و بی بی سی و یورو نیوز و...یه چیزایی از دنیا دستگیرم بشه و اما ایمیل... قاعدتا اگه برای کسی ایمیلی میفرستادم ظرف 24 ساعت آینده باید باهاش تماس تلفنی برقرار میکردم برای یاد آوری چک کردن ایمیلش. و اما همین فضای مجازی به سبک ایرانی در خارج از ایران معنای دیگه ای پیدا کرد. حالا دیگه حتی احوالپرسی های روزانه هم از این فضای مجازی راحت تر به نظر میرسه و خلاصه اینکه دیگه برای چک کردن ایمیل نیازی به تماس تلفنی نیست. حالا دیگه دوستان و آشنایانم از هر گوشه ای از دنیا برای من ایمیل میفرستند گاهی چیزکی مینویسند و گاهی هم ایمیلی رو فوروارد میکنن بین این همه ایمیلهای رنگارنگ اونایی که خاص برای من فرستاده شده مثل یک کتاب یا یک موسیقی و یا تبریک مناسبتهای مختلف و حتی یک احوالپرسی کوتاه رو بیشتر از همه دوست دارم ولی گاهی هم ایمیلهای فوروارد شده رو دوست دارم و خیلی از اونها هم منو به فکر فرو میبرن حتی گاهی با خودم میگم آیا کسی که این ایمیل رو برای من فرستاده به اندازه ی من فکر کرده ؟! به جرات میتونم بگم از راه فضای مجازی و همین ایمیلها ی کوتاه و بلند به شناخت تازه ای از جامعه ی خودمون رسیدم. مدتهاست بعد از خوندن بعضی از این ایمیلها چند تا علامت سوال برام پیش میاد. برای اینکه قضیه رو روشن کنم مجبورم راجع به چند تا از این ایمیلا توضیح بدم. یک دسته از اون ایمیلها به همرا چند تا عکس مکانهای خاص و گاها زیبا رو نشون میده که خوب برای حظ بصر بردن و اضافه شدن اطلاعات عمومی هم بد نیستند ولی سوال اینجا پیش میاد که چرا فردی ایمیلی با عکسهایی ((مکش مرگم )) از یک هتل نمیدونم چند ستاره تو یک کشور عربی رو برای کسی میفرسته که دقیقا چند روز قبل از اون ایمیلی با یک شعر بی نهایت نژادپرستانه و ضد عرب براش فرستاده بوده ؟ یا چرا ایمیلی با عقاید عدم وجود خدا رو زمانی میفرسته که دور روز بعدش قراره ایمیلی سر آسر امید و آرزو با توکل بر خدا رو بفرسته ؟ اینا فقط چند نمونه ی کوچیک از این داستان ایمیل بازیه و اما سوالایی که برای من پیش میاد هم برمیگرده به همین داستان آیا مردم جامعه ی ما مردمی احساسی اند که با دیدن هر ایمیلی مشعوف میشند و به یاد دوستان و عزیزانشون میافتتند ؟ یا اینکه مردم جامعه ی ما کلا تفکر خاصی ندارند و هر چیزی رو که ممکنه به نظرشون جالب باشه میپذیرند حتی اگه نظر قبلیشون رو نقض کنه ؟ یا اینکه کلا هیچ چیز رو جدی نمیگیرند حتی کارهایی رو که مرتکب میشوند مثل همین فرستادن ایمیل ؟